السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
32
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « وَاللَّه خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْواجاً . . . » ) * اين آيه شريفه به خلقت انسان اشاره مىكند ، كه خداى تعالى نخست او را از خاك كه مبدأ دور اوست ، و خلقتش به آن منتهى مىشود بيافريد ، و سپس او را از نطفه كه مبدأ نزديك اوست خلق كرد . بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند : « مراد از خلقت آنان از خاك ، خلقت پدر بزرگ ايشان آدم است ، چون هر چيزى به اصلش نسبت داده مىشود » . بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : « اصلا مقصود از كلام ، بيان خلقت آدم به تنهايى است » . بعضى « 3 » ديگر گفتهاند : مراد خلقت همه انسانها است ، اما به طور اجمال و تفصيل ، به اين معنا كه هم به خلقت اجمالى انسانها از خاك در ضمن خلقت آدم اشاره مىكند ، و هم به خلقت تفصيلى ايشان كه از نطفه است ، هم چنان كه فرمود : * ( « ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ » ) * . و فرق بين اين سه وجه ، آن است كه در وجه اول نسبت خلقت انسانها از خاك يك نسبت مجازى عقلى است ، ( چون خود انسانها از خاك خلق نشدهاند ، بلكه پدر بزرگشان خلق شده ) و در وجه دوم مراد از خلقت آنان خلقت آدم به تنهايى است مجازا ، ولى نه مجاز در نسبت ، بلكه مجاز در كلمه ، و در وجه سوم مراد از خلقت فرد فرد انسان از خاك به طور حقيقت است نه مجاز ، الا اينكه اين خلقت ، خلقت اجمالى است نه تفصيلى ، و با همين نكته ، وجه سوم با وجهى كه ما گفتيم فرق پيدا مىكند . و ممكن است وجه اول را با جمله « خَلَقَ الإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ » « 4 » ، و وجه دوم را با امثال آيه « وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنْسانِ مِنْ طِينٍ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَه مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ » « 5 » ، و وجه سوم را با آيه « وَلَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ » « 6 » تاييد نمود ، و براى هر يك از سه وجه مزبور وجهى است .
--> ( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 403 . ( 3 ) منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 435 . ( 4 ) انسان را از گل خشكيده اى چون سفال بيافريد . سوره الرحمن ، آيه 14 ( 5 ) خلقت انسان را نخست از گل آغاز كرد ، و سپس نسل او را از چكيده اى از آبى بىمقدار مقرر نمود . سوره سجده ، آيه 7 و 8 . ( 6 ) ما شما را نخست خلق كرديم ، و سپس صورتگريتان نموديم ، آن گاه به ملائكه گفتيم : براى آدم سجده كنيد . سوره اعراف ، آيه 11 .